iraneiranian ایران ایرانیان

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

Advertisements

نتانیاهو با کوشش برای حمله نظامی به ایران، سعی در جبران شکستهای سیاسی خود می کند

پرينت گرفتن

۱۱,۰۸,۱۳۹۰

netanyahooدویچه وله : روزنامه اسرائیلی هاآراتص در شماره امروز خود (چهارشنبه ۲ نوامبر) گزارش داده که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر به همراه ایهود باراک، وزیر دفاع این کشور در تلاش‌اند که نظر موافق اعضای کابینه دولت را در مورد طرح حمله‌ی نظامی به تاسیسات اتمی ایران را به دست آورند.

یک سخنگوی نتانیاهو روز چهارشنبه از اظهار نظر در باره این گزارش خودداری کرد و گفت: «ما در برابر هر گمانه‌زنی‌ای که در روزنامه چاپ می‌شود، موضع‌گیری نمی‌کنیم

توجه بیش از پیش به موضوع حمله‌ی نظامی

در روزهای اخیر رسانه‌های اسرائیل بیش از پیش به موضوع امکان حمله‌ی این کشور به ایران پرداخته و نوشته‌های مفصل و مبسوطی را به این موضوع اختصاص داده‌اند.

اسراییل و کشورهای غربی این ظن را مطرح کرده‌اند که جمهوری اسلامی تحت پوشش استفاده‌ی صلح‌جویانه از انرژی هسته‌ای در تلاش دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای است.

علیرغم تهدیدهای مکرری که از سوی جمهوری اسلامی علیه اسرائیل مطرح می‌شود، بسیاری از کارشناسان، به ویژه کارشناسان امنیتی نسبت به پیامدهای خطرناک انجام چنین حمله‌ای نظامی علیه ایران هشدار می‌دهند.

به نوشته هاآرتص، ظاهرا نتانیاهو برای پیشبرد این طرح رای و نظر گروهی کوچک از کابینه، متشکل از ۸ وزیر را اساس کار قرار داده است. افزون بر خود او و ایهود باراک، تنها اویگدور لیبرمان، وزیر امور خارجه اسرائیل موافق انجام این طرح است.

این نشریه‌ی اسرائیلی با استناد به گفته‌های یکی از وزیرانی که جزو این گروه کوچک است، می‌نویسد که تصمیم نهایی در این باره هنوز گرفته نشده است.

هاآرتص همچنین به نقل از محافل دولتی و وزارت خارجه اسرائیل می‌نویسد، گزارشی که قرار است به زودی از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در رابطه با کم و کیف فعالیت‌های هسته‌ای ایران منتشر شود، می‌تواند تاثیراتی قوی بر روند تصمیم‌گیری دولت اسرائیل در این باره بگذارد.

«هیچ گزینه‌ای منتفی نیست»

روز دوشنبه (۳۱ اکتبر / ۹ آبان) ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل گزارش‌های رسانه‌های این کشور را تکذیب کرد که مدعی شده بودند، وی و نتانیاهو در مورد طرح حمله‌ی نظامی به ایران تصمیم‌گیری کرده‌اند.

وی در گفت‌وگویی با رادیوی ارتش اسرائیل تصریح کرد، طبیعی است که نمی‌توان به تنهایی در باره‌ی چنین امری تصمیم‌گرفت.

وی در عین حال خاطرنشان ساخت که پیشرفت‌های به‌دست آمده ایران در عرصه تولید سلاح‌‌های هسته‌ای تهدیدی اصلی برای منطقه محسوب می‌شود و باید با تمامی امکانات موجود آماده‌ی مقابله با آن بود. به گفته‌ی وزیر دفاع اسراییل، از این روست که نمی‌توان هیچ گزینه‌ای را منتفی دانست.

پیش از آن یدیعوت آخارنوت، پرتیراژترین روزنامه‌ی اسرائیل، در سرمقاله‌ای نوشته بود که ظاهرا نتانیاهو و باراک می‌کوشند طرح حمله‌ی نظامی به تاسیسات اتمی ایران را هرچه سریع‌تر اجرایی کنند.

خبرنگاران شبکه‌های بزرگ تلویزیونی اسرائیل که از امور ارتش این کشور گزارش می‌دهند نیز نظراتی مشابه را بیان کردند. رسانه‌ها در عین حال گزارش داده‌اند که روسای سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و همچنین بنی گانتز، رئیس ستاد مشترک ارتش این کشور با حمله‌ای نظامی به ایران مخالف‌اند.

مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که وضعیت فعلی را پدید آورده اند

پرينت گرفتن

۱۱,۰۸,۱۳۹۰

namayandegaane_advaarجــــرس: در حالیکه شرایط سیاسی و اقتصادی کشور همچنان به سمت انسداد پیش رفته و شرایط منطقه ای – بین المللی تاثیرگذار بر آیندۀ ایران نیز، در سایۀ مدیریت ناکارآمد موجود به نقطه خطرناکی نزدیک می شود، جمعی از نمایندگان ادوار مجلس، با صدور بیانیه ای تحلیلی پیرامون رخدادهای اخیر مرتبط با ایران، نسبت به تداوم وضعیت فعلی هشدار داده و تنها راه برون رفت از وضع موجود را «حضور و مشارکت همگانی در تعیین سرنوشت کشور» اعلام کرده اند.

به گزارش منابع خبری جرس، این نمایندگان ادوار مجلس که طی چند سال اخیر در خارج از کشور اقامت دارند، همچنین با توجه به شرایط فعلی خاطرنشان کرده اند: «جنبش سبز دموکراسی خواهی مردم ایران دارد سیر خود را به سوی تحقق دموکراسی وحقوق بشر طی می کند و زود یا دیر به مقصد خواهد رسید اما هرگونه مداخله نظامی خارجی به ایران می تواند این روند و زایمان طبیعی را برهم زده و باز هم جامعه ما را در رسیدن به دموکراسی با هزینه اندک نا کام سازد و طبعا مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که با اعمال سیاست های اقتداگرایانه در داخل و ماجراجویانه در خارج کشورمان را به دامن این شرایط بحرانی و دشوار فرو انداخته اند و هنوز کلید حل مشکل نیز به دست آنهاست، البته اگر فرصت را دریابند، و فرصت سوزی نکنند تا روزی فرا رسد که دیگر کاری نتوان کرد و جز حسرت نتوان خورد

متن این بیانیه که به امضای فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی (خوئینی) و حسن یوسفی اشکوری رسیده، و نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است

بیانیه تحلیلی جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در خارج از کشور پیرامون رخدادهای اخیر در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران

در هفته های اخیر تقارن چند رویداد و فرآیندی در رابطه با موقعیت بین المللی و منطقه ای ایران از یکسو و وضعیت سیاسی داخلی از سوی دیگر، کشورمان را وارد دور جدیدی از بحران های داخلی و خارجی کرده است که اثرات سوء آن می تواند کشور ، مردم و فرایند دموکراسی خواهی جنبش سبز جاری را بشدت مورد تهدید قرار دهد. رویدادها عبارتند از:

۱ پس از نزدیک به دو دهه تداوم بحران مزمن ناشی از طرح پرونده هسته ای ایران، رسیدگی به این پرونده وارد دور جد یدی از شدت و حدت شده است و اساسا از موضوع روابط ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی خارج و تبدیل به یکی از مهمترین از پر مناقشه ترین ترین پرونده های بین المللی شده است که احتمال خارج شدن کنترل آن از دست بازیگران صحنه اش افزایش یافته است. ابعاد این پرونده از مسائل نظیر آن در گذشته مانند مسأله سلاحهای کشتار دسته جمعی صدام و یا پرونده هسته ای لیبی و یا حتی پرونده هسته ای کره شمالی بسیار فراتر رفته است و هر آن می تواند بدل به نوعی بحران شبیه موشکهای روسی در کوبا در سال های ۱۹۶۰ گردد. ازاینرو برای حل مشکل پرونده هسته ای ایران هر چه سریعتر مسئولان مربوطه باید مذاکرات مربوط را از سرگیرند و در این مرحله مهم در جهت اعتمادسازی جامعه بین المللی نسبت به برنامه هسته ای ایران عمل نمایند و به گونه ای با جلب نظر و اعتماد کشورهای اروپایی، چین و روسیه و دیگر اعضای شورای امنیت اجماع جهانی علیه خود را بشکنند، و دراین مسیرایران نباید از ورود به مذاکرات مستقیم با امریکا برای حل مسائل فی مابین استنکاف نماید که انجام مذاکرات مستقیم دو طرفه به معنای فدا کردن منافع ملی از سوی هریک از طرفین نیست، اما این مذاکرات باید شفاف و روشن باشد.

یاد آور می شود سیاستهای هسته ای ایران می توانست مانند دوران اصلاحات به گونه ای مناسبتر پیگیری شود تا موجب اجماع بین المللی علیه ایران نشود. در پیش گیری سیاست خارجی تهاجمی و تنش زای دولت احمدی نژاد به تدریج بستری را فراهم کرد که از درون آن چهار قطعنامه شورای امنیت علیه ایران و تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی درآمد، و در شرایط کنونی نیز ایران باید به طور مداوم به روسیه و چین امتیاز دهد تا مانع از صدور قطعنامه دیگری در شورای امنیت علیه ایران شود، حال انکه می دانیم نهایتا چین و روسیه هم براساس منافع خود عمل خواهند کرد و به موقع با دیگر کشورها ساخته و درمجامع بین المللی در خصوص ایران همکاری خواهند کرد. در مقام مقایسه و در کنار ما مدل ترکیه است که با تکیه بر مردمسالاری در داخل سعی در ارتقاء تعاملات خود با دیگر کشورها و مشارکت فعال در حل مسائل و منازعات منطقه ای، دنیای اسلام و سطح جهانی دارد. این نمونه نشان می دهد که حاکمیت ترکیه با تدبیر بهتر توانسته مناسبات خود را با دنیاگسترش داده و ضمن تأمین منافع ملی به بسط دامنه نفوذ خود در منطقه خاورمیانه و مسلمانان جهان بپردازد.

۲اینک بحران روابط ایران و آمریکا تبدیل به مسأله امنیت ملی و یکی از موضوعات مهم در فضای انتخاباتی این کشور شده است. تجربه گذشته آمریکا نشان داده است که هرنوع مسأله مربوط به سیاست خارجی در چنین فضائی می تواند بدل به توسن مسابقه در تند روی بین رقبای انتخاباتی این کشور گردد. ودر فضای شبه روان پریشی ایالات متحده آمریکا پس از حملات یازده سپتامبر چنین وضعیتی به سهولت می تواند حاکمیت این کشور را به سوی اقدامات غیر مسئولانه در ارتباط با ایران سوق دهد. به رغم همه مشکلات ایالات متحده آمریکا برای خروج از باتلاق های عراق و افغانستان و حتی بحران های اقتصادی و مالی که این کشور با آن درگیر است، تبدیل مسأله ایران به یک مسأله سیاست داخلی و امنیتی برای آمریکا می تواند این کشور را به سوی اتخاذ یک سیاست فرار به جلو در ارتباط با ایران سوق دهد. متحد اسرائیلی ایالات متحده نیز بنا بر دلائل خاص خود در شرائط کنونی سخت مشتاق چنین سیاستی است. فعالیت های پیگیر دیپلماتیک وسیع اخیر مقامات ایالات متحده آمریکا در ارتباط شگفت آور «توطئه ایرانی» برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن، صرفنظر از صحت و سقم آن، این ادعا نیز مزید بر علت شده و پرونده ایران بار دیگر به شورای امنیت با هدف تحریم بانک مرکزی و ایران ارجاع شده است. بنابراین مناسب است حاکمیت مستقر در ایران در صورت اطمینان از بری بودن خود از چنین اتهامی در بررسی اسناد مورد ادعا توسط آمریکا و ریشه یابی منشا آنها با سازمان ملل همکاری نمایدتا هرگونه تهدید نظامی را از مردم وکشورمان دور نگه دارد پیشنهادی که اخیرا توسط دولت اردوغان به دولت ایران ارائه گردید.

۳عدول از اجرای قانون اساسی و قوانین موضوعه در احترام به حقوق شهروندی و آزادی های مشروع از سوی حاکمیت به ویژه پس از رخداد انتخابات دهم ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ۸۸ در برخورد با منتقدان و معترضان به نتیجه اعلامی انتخابات، آنچنان کارنامه سیاهی برجای نهاده که سرانجام منجر به تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای ایران شد. هم اکنون اولین گزارش تهیه شده توسط این گزارشگر منتشر و در نوبت رسیدگی در مجمع عمومی سازمان ملل قرار دارد و جمهوری اسلامی ایران را به واسطه نقض فاحش حقوق شهروندانش در معرض محکومیت و صدور قطعنامه علیه ایران و ارجاع پرونده اش به مراجع بالاتر از جمله شورای امنیت قرار داده است، امری که در عمر سی و سه ساله نظام سابقه نداشته است.

۴موج دموکراسی خواهی و جنبش های ضد استبدادی که در کشور های منطقه به راه افتاده، طوفانی سیاسی و عدم ثبات و حتی نظامی را در منطقه دامن زده است که در مرزهای مصر و لیبی و سوریه و یمن و بحرین متوقف شدنی نیست. به سرعت این امواج شکننده ترین نظامهای سیاسی مستقر را، که همان غیر دموکراتیک ترین آنهاست، در بر خواهد گرفت. در برابر این امواج تغییر طلبی و مشارکت جویی ناگزیر استبداد های کهن به دنبال ماجرا جویی های منطقه ای و بین المللی خواهند بود. منافع نفتی و استراتژیک قدرتهای بزرگ در این منطقه نیز مآلا به کمک این ماجراجویی ها خواهد آمد. شاید مورد بحرین نمونه خوبی در این باره باشد که چگونه مستبدین منطقه ای با سپر گرفتن پشت تهدید ایران می توانند علیرغم محبوبیت جنبش آزادیخواهانه اعراب در دنیای غرب با لشکرکشی در صدد سرکوب و مهار آن برآیند. فراموش نکنیم همان قدرتهایی که بنا بر ملا حظات منطقه ای به لیبی قذافی حمله می برند در بحرین از لشکرکشی عربستان سعودی حمایت می نمایند. طبیعی است که نفوذ منطقه ای حکومت مستقر در ایران در راستای منافع امریکا و اسرائیل نیست. و شرایطی که می توانست تبدیل به نقطه قوت کشورمان در مذاکرات منطقه ای و بین المللی شود و نشان از دست بالای ما در مذاکرات اتمی باشد، به دلیل مسیر اشتباه پیموده شده در سیاست خارجی دولت مستقر، این شرایط تبدیل به نقطه تهدید و تحدید ما شده است. چرا که سرجمع سیاستهای ماجرا جویانه و تنش زای بین المللی حاکمیت به انزوای هرچه بیشتر ایران در منطقه و جهان دامن زده و بحرانها را تشدید کرده است.

در چنین او ضاع و احوال منطقه ای بحران زا، حاکمیت با ادامه تنش زایی و رجزخوانی به جای تنش زدایی و تدبیر در دنیای پیرامونی و بین المللی، هر روز بیشتر کشور را در معرض آماج حملات تبلیغی، دیپلماتیک، تحریم های اقتصادی و سیاسی و حتی نظامی بیگانگان قرار داده است. ریاست جمهوری آمریکا طرح سقوط و قتل قذافی را یک طرح موفق ارزیابی کرده که قابل تکرار در کشورهای دیگر جهان نیز می باشد. عدم توجه بالاترین مسئولین نظام به خواسته های به حق مردم و بالعکس گسترش سازماندهی شدیدتر امنیتی به عنوان ابزار ارتقاء امنیت ملی تنها و تنها زمینه مداخله خارجی را در ایران فراهم خواهد کرد. متأسفانه در هم ریزی نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری و حذف کارشناسان خبره و سابقه دار در امور داخلی و بین المللی از فرایند تصمیم سازی و تدوین سیاستهای ملی، زمینه تسلط کامل نیروهای کم دانش و تجربه اما تندرویی را در اداره امور به وجود آورده است که با شعارهای تو خالی و بدون پشتوانه و فاقد درک شرایط و مقتضیات داخلی و خارجی، کشور را در معرض بحران های داخلی و تهدیدهای خارجی قرار داده است. اینکه شاهدیم این نیروها براعمال سیاست ارعاب و سرکوب در مقابله با جنبش سبز آزادیخواهانه مردم در داخل کشور و حاکمیت فضای پلیسی، امنیتی و نظامی و بستن کامل فضای سیاسی تأکید و اصرار می ورزند، آیا جز محروم کردن نظام از پشتوانه مردمی به عنوان اصلی ترین نیرو برای مقابله با تهدیدات خارجی و تعمیق شکاف های داخلی نتیجه دیگری دارد؟ و آیا با رجزخوانی های نالازم و تحریک کننده توسط برخی افراد فضا را برای شدت یافتن فشار های بین المللی، تحریم های اقتصادی و حتی تهدیدهای نظامی علیه کشورمان مساعد نمی کند؟ تحولات لیبی باید درس عبرتی برای حاکمان ایران باشد. بی گمان آثار سوء شدت یافتن تحریمهای اقتصادی اعم از تحریم بانک مرکزی و یا تحریم نفتی ایران و اوج گرفتن طبل تهدید های نظامی قبل از هر کس و هر چیز گریبانگیر مردم ایران و به ویژه تکیه گاههای اجتماعی جنبش دموکراسی خواهی و آزادی طلبی در ایران خواهد شد و روند طبیعی دموکراسی خواهی را برهم خواهد زد و از اینروست که ما با فشار اقتصادی به مردم و مداخله نظامی هر نیروی خارجی در امور داخلی کشورمان سر موافقت نداریم .

در جمع بندی آنچه آمد می توان گفت در شرایط کنونی کلید حل مشکلات و مقابله با بحران ها و تهدیدهای جاری درداخل و خارج ایران در دستان مقامات حاکم است که می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند و تا شرایط بدتر از این نشده رهبری نظام، که به هر تقدیر فعلا تمام امور در دست اوست، باید در سیاستهای داخلی و بین المللی کشور تجدید نظر اساسی به عمل آورد. بحران مشروعیت نظام و ناکارآمدی دولت مستقر دراداره امور با در اختیار داشتن ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد افسانه ای نفت (نیمی از کل درآمد نفت از ابتدای استخراج و فروش تاکنون) بر سلب اعتماد مردم نسبت به حاکمیت، به ویژه پس از کودتای انتخاباتی خرداد ۸۸ وانتصاب رئیس دولت بدون پشتوانه رأی مردمی و به دنبال آن امنیتی کردن شدید فضای سیاسی و اجتماعی واجرای سیاستهای غلط داخلی و خارجی واستفاده از زور و تهدید برای اداره کشور به جای اداره عقلانی و علمی، به شدت دامن زده و به شکافی عمیق میان ملت – حاکمیت منجر شده است. و البته درچنین شرایطی رخداد مفاسدی از گونه اختلاس و کلاهبرداری نجومی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی از منابع بانکی خود بهترین شاهد و دلیل براین مدعاست و اینکه فساد مالی و اخلاقی به دلیل فقدان جامعه مدنی و نظارت مردمی از سوی تشکل های مدنی و صنفی و احزاب سیاسی و مطبوعات آزاد و مستقل به گونه ای نظام مند همه اجزاء حاکمیت را در برگرفته است حال اگر بخواهیم دامنه رو به تزاید آسیب های اجتماعی و اقتصادی برآمده از این وضعیت را نیز مورد ملاحظه و بررسی قرار دهیم مثنوی هقتاد من کاغذ شود، از اینرو در حوزه داخلی برای مقابله با این وضعیت باید زمینه مشارکت قاطبه مردم را با تبدیل فضای نظامی امنیتی به فضای سیاسی و رقابت سالم و بازگرداندن کارشناسان خبره به نظام تصمیم سازی برای ارتقاء بخشی به مشروعیت و کارآمدی نظام و در نتیجه افزایش ضریب امنیت ملی فراهم آورد. باید دانست امروزبیش از هر زمان دیگری حفظ استقلال و امنیت داخلی و خارجی کشور در گرو تفاهم و تعامل و همبستگی ملی در سایه احترام به حقوق ملت و گسترش آزادیهای سیاسی و اجتماعی است 

هشدار می دهیم که راه برون رفت از این بحران فراکنی در باره تغییر نظام ریاستی به پارلمانی، آن هم در شرایطی که اصل اساسی حق حاکمیت مردم و آرای آنان در تعیین سرنوشت خویش بازیچه مانورهای اقتدارگرایانه و قدرت مطلقه فردی شده است، نیست. راه حل باز گشت به آغوش مردم و احترام به حقوق و رأی و تنوع و کثرت آنهاست. امروز بیش از هر زمان ایران برای حفظ کیان خود و مقابله با خطرات گوناگونی که در درون و پیرامونش شکل گرفته است احتیاج به همه فرزندانش دارد و برای جذب همگان راهی جز مشارکت دادن آنان در تعیین سرنوشت خودشان نیست.

ما به عنوان جمعی از نمایندگان ادوار مجلس بر این نظریم که در چنین شرائط و اوضاع و احوالی به همان اندازه که بر گزاری انتخاباتی فرمایشی و غیر آزاد می تواند مانعی بر سرراه تبلور آرای عمومی و اراده ملی و تهدیدی جدی علیه مصالح و امنیت واقعی کشور باشد، دورنمای رعایت و عمل به حد اقل خواسته های رهبران جنبش سبز، و آنچه آقای محمد خاتمی در ارتباط با انتخابات پیش روی مجلس مطرح کرده اند، می تواند این انتخابات را بدل به فرصتی جهت ایجاد تفاهم و تعامل ملی در مسیر اصلاح سیاستها و دفاع از استقلال کشور و برهم زدن مطامع بیگانگان نسبت به میهن مان باشد . و قطعا به دنبال مجلسی برآمده از انتخابات آزاد و رأی مردم و در پیش گرفتن سیاست خارجی تنش زدا و خردمندانه، می توان انتظار داشت دیگر بهانه ای برای طمع و مداخله نظامی کشورهای قدرتمند غربی در ایران نماند .

کلام آخراینکه جنبش سبز دموکراسی خواهی مردم ایران دارد سیر خود را به سوی تحقق دموکراسی وحقوق بشر طی می کند و زود یا دیر به مقصد خواهد رسید اما هرگونه مداخله نظامی خارجی به ایران می تواند این روند و زایمان طبیعی را برهم زده و باز هم جامعه ما را در رسیدن به دموکراسی با هزینه اندک نا کام سازد و طبعا مسئولیت هرگونه مداخله نظامی خارجی به عهده مقاماتی است که با اعمال سیاست های اقتداگرایانه در داخل و ماجراجویانه در خارج کشورمان را به دامن این شرایط بحرانی و دشوار فرو انداخته اند و هنوز کلید حل مشکل نیز به دست آنهاست، البته اگر فرصت را دریابند، و فرصت سوزی نکنند تا روزی فرا رسد که دیگر کاری نتوان کرد و جز حسرت نتوان خورد.

جمعی از نمایندگان ادوار مجلس خارج از کشور: فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی (خوئینی) و حسن یوسفی اشکوری

ارزش ریال ایران؛ هر روز کمتر از دیروز

کاهش ارزش ریال ایران در برابر ارزهای بین‌المللی به‌ویژه دلار آمریکا همچنان ادامه دارد. در حال حاضر واحد پول ایران در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد. بانک مرکزی جمهوری اسلامی در تلاش حفظ ارزش ریال است.

دوچه وله

این روزها بازار ارز ایران شاهد رکوردهای تاریخی برابری ریال در مقابل ارزهای رایج اروپایی، آمریکایی و آسیایی است. روز سه شنبه دهم آبان ماه ( اول نوامبر) قیمت دلار آمریکا به رقم ۱۳هزار و ۱۸۰ ریال رسید که نسبت به روز شنبه همین هفته ۱۵۰ ریال افزایش را نشان می‌دهد.

در معاملات همین روز یورو، واحد پول اروپایی نیز ۱۸ هزار ۲۵۰ ریال به فروش رسید. پوند انگلستان رکود بی‌سابقه‌ی ۲۱ هزار و ۱۱۰ریال را پشت سر گذاشت. درهم امارات نیز ۳ هزار ۶۲۰ ریال معامله شد که نسبت به روز شنبه همین هفته ۴۰ ریال رشد داشت. این بالاترین نرخ درهم در برابر ریال محسوب می‌گردد.

نقش بانک مرکزی ایران در بازار ارز

در خرداد ماه سال جاری، زمانی که دلار به ۱۲ هزار و ۵۰۰ ریال رسیده بود، رییس کل بانک مرکزی اعلام کرد که با سیاست‌هایی که اعمال خواهد شد، قیمت دلار به‌زودی کاهش خواهد یافت؛ کاهش قیمتی که محقق شد اما دوام چندانی نداشت و روند صعودی دلار ادامه یافت.

محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی ایرانمحمود بهمنی، رییس بانک مرکزی ایرانپس از آن بانک مرکزی ایران تلاش کرد که با تزریق ارز به بازار، قیمت‌ها را کنترل کند اما این اقدام در بلند مدت موثر نبود. دلیل ناموفقیت این سیاست را می‌توان در تمایل مشتریان برای خرید ارز به عنوان سرمایه‌گذاری مطمئن جستجو کرد.

این بانک همچنین در دوره‌ای کوتاه کوشید که با افزایش قیمت ارز دولتی و نزدیک کردن آن به سطح بازار از سودجویی دلالان و به وجود آمدن رانت در بازار جلوگیری کند؛ سیاستی که به علت پیامدهای منفی آن و شتاب گرفتن افزایش قیمت ارزهای خارجی متوقف شد.

در این شرایط محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی ایران می‌گوید از ساز و کارهای بازار پیروی خواهند کرد. وی معتقد است، فروش ارز دولتی که نسبت به قیمت بازار تفاوت قابل توجه‌ای دارد «تنها به سود قاچاق» خواهد بود.

در اقدامی دیگر بانک مرکزی ایران روز سه‌شنبه (۱۰ آبان / اول نوامبر)، نرخ جدیدی را برای ارز مسافرتی اعلام کرد که طبق آن قیمت ارز مسافرتی بر اساس قیمت شعبه‌های فروش ارز در مناطق آزاد خواهد بود.

به اعتقاد مقامات بانک مرکزی، «افرادی از طریق جعل، تقلب و همچنین انجام مسافرت‌های صوری حتی چند ساعته نسبت به دریافت ارز مسافرتی اقدام می‌کنند و حتی در این رابطه با توافقات قبلی درخصوص انتفاع طرفین از ارز مسافرتی دریافتی، از افرادی به صورت گروهی استفاده می شودافزون بر آن تفاوت ارز مسافرتی و قیمت بازار موجب شده است که «بلیت مسافرتی برای مسافران واقعی کمیاب شود و بانک‌ها شاهد ازدحام مسافران غیر واقعی باشند

به نظر می‌رسد در شرایط حاضر مهمترین نهاد سیاست‌گذاری پولی ایران در بازار ارز کشور نقش چندانی ندارد. از سوی دیگر نظام پولی ایران به شدت تحت تاثیر تحریم‌های بین‌المللی و احتمال تحریم بانک مرکزی است.

برخی کارشناسان اما معتقدند دولت از افزایش قیمت سکه طلا و ارز برای کنترل تورم و تامین نقدینگی مورد نیاز دولت استفاده می‌کند. امری که گرچه در میان‌مدت شاید موثر واقع شود، اما در درازمدت برای اقتصاد ایران بدون ضرر نخواهد بود.

فرید راستگو خانم کلینتون! سرنوشت لیبی پیش کش خودتان باد!

پرينت گرفتن

۱۱,۰۸,۱۳۹۰

libi_jangادامه حاکمیت رژیم جنایتکار و خائن به وطن جمهوری اسلامی، بهانه ای به دست هرکس و ناکسی داده است تا برای ایران و ایرانیان توطئه ای بیاندیشد و طرحی وطن بر باد ده بریزد. عده ای که تا دیروز هواداراسلام ناب محمدی خمینی بوده اند، حالا خیزش برداشته اند تا این بار با اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی، نظام ولایت فقیه را اصلاح و » اسلام رحمانی و ولایت فقیه » خود را پیاده نمایند. عده ای هم بدون اینکه از طرف احدی و قومی منتخب شوند بعنوان نماینده این خلق و آن قوم با بزرگ نمائی مشکلات و مصائب غیرقابل انکار قومیت ها، مسئله فارس و غیر فارس را علم کرده اند و ساز تجزیه طلبی را می نوازند تا شاید از این طریق بتوانند به قدرت و گرنه به نان و نوائی برسند. بدتر از همه عده ای زور پرست بی لیاقت هم بعلت نداشتن غرور ملی و عرق میهنی، بعد از وقایع لیبی بدون درس گیری از سرنوشت اسفبار افغانستان و عراق و ویرانی لیبی توسط ناتو از ناتو در خواست مداخله می کنند تا شاید بعد از کشتار ایرانیان و ویرانی ایران بجای ولی فقیه و عمالش بر اریکه قدرت تکیه زنند.

علاوه بر دسته های فوق، قدرت های بیگانه هم بیکار ننشسته اند و منتظرند تا روزی خلاء خالی مردم را پر کنند و بجای آنان تصمیم بگیرند. البته این بار قدرت های بیگانه قصد ریختن بمب اتمی مثل ژاپن و انجام کودتا مثلاً علیه مصدق و آلنده را ندارند. قصد جنگ و ویرانی مثل جنگ کره و ویتنام را هم ندارند. قدرت های خارجی قصد اشغال کشورها را مثل پاناما و گرانادا را هم ندارند. هر چند این روشها بصورت مختلف پیاده میشوند ولی عمدتاً کارائی خود را از دست داده اند و دمُده شده اند. اکنون دول غرب بویژه آمریکا که اثر پای خونینش در همه جا یافت میشود برای حفاظت از منافع خود زیر پوشش «حفظ منافع ملی و امنیت ملی» و دلائل «بشردوستانه» در کشورهای مختلف دخالت نظامی می کنند.

قدرت های خارجی در هر جائی که منفعت داشته باشند بویژه کشورهای نفت خیزی چون لیبی و ایران به مردم شان می گویند شما مبارزه را آغاز کنید و از ما درخواست و خواهش نمائید تا با تصویب قطعنامه شورای امنیت و با مداخله نظامی و غیر نظامی خود، کشورتان را مبدل به ویرانه ای سازیم و سر سپرده ای را جایگزین حاکم فعلی تان نمائیم. در ابتدا کشورتان را چون عراق و لیبی ویران می کنیم و سپس دست نشانده خودمان را چون امثال چلبی و علاوی و یا مترسکی مثل کرزای و مالکی، به قدرت می رسانیم. در صورت لزوم فردی را از دولت حاکم که حاضر به سرسپردگی است،( که البته فراوان هم در این رژیمهای فاسد و دیکتاتور یافت می شوند) مثل آقای مصطفی عبدالجلیل، پیدا می کنیم، او را بعنوان رهبر مبارزات شما معرفی می نمائیم، سپس به قدرت می رسانیم تا حافظ منافع ما باشد. با کمی دقت گفتارفوق را در سخنان خانم کلینتون می یابیم.

 روز چهارشنبه، چهارم آبان، خانم کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در سخنان خود در پاسخ به مخاطبان بخش فارسی بی بی سی و در برنامه «نوبت شما» گفته است که دلیل عدم حمایت کافی دولت آمریکا از «جنبش سبز» این بوده که در زمان آغاز اعتراضات دو سال پیش در ایران، درخواستی از سوی رهبران این جنبش برای اعلام حمایت آمریکا از جنبش دریافت نشد. و سپس در مورد حمایت از جنبش های اعتراضی در ایران گفت: «در صورتی که بار دیگر اتفاقی در ایران ‏بیفتد و اگر جنبش سبز یا هر جنبش دیگری از ما کمک بخواهد، همان گونه که به مردم لیبی کمک کردیم، به مردم ایران ‏هم کمک خواهیم کرد

در مورد جنبش سبز و عدم صحت گفتار خانم کلینتون دیگران نظر داده اند. فقط کوتاه بگویم که پس از روی کار آمدن اوباما هم باند خامنه ای از طریق ولایتی و هم باند احمدی نژاد از طریق مشائی و تماس با شاه اردن بطور جداگانه و غیر مستقیم با دولت اوباما تماس گرفتند و در حال گفتگو بودند بطوریکه در ابتدای جنبش سبز و درست در زمانی که مردم ایران بر علیه نظام ولایت فقیه قد علم کرده بودند آقای اوباما برای خامنه ای پیام فرستاد و گفت دولت آمریکا آماده مذاکره با دولت ایران است که بیانات ایشان مورد انتقاد بسیاری از ایرانیان قرار گرفت.

در پاراگراف دوم خانم کلینتون می گوید: «در صورتی که بار دیگر اتفاقی در ایران ‏بیفتد و اگر جنبش سبز یا هر جنبش دیگری از ما کمک بخواهد، همان گونه که به مردم لیبی کمک کردیم، به مردم ایران ‏هم کمک خواهیم کرد

خانم کلینتون شما بهتر از هر کس می دانید چه بر سر لیبی آورده اید. بقول خبرنگار بی بی سی « لیبی نمی تواند تا ده سال آینده خرابیهای جنگ کنونی خود را جبران کند».مردم لیبی از شما کمک نخواستند. واقعیت این است که بدنبال خیزش مردم تونس و مصر، مردم و بویژه جوانان لیبی متاثر از تحولات خاورمیانه و جهان عرب اولین اعتراضات خود را در فوریه ۲۰۱۱ آغاز نمودند و علیرغم سرکوب وحشیانه تظاهرات مسالمت آمیز مردم توسط قوای سرکوبگر قذافی، اعتراضات لیبی به سرعت گسترش یافت و بزودی معترضین شهر بنغازی را به تصرف خود در آوردند و پرچم سه رنگ مخالفان بجای پرچم سبز قذافی بر فراز بام های ادارات دولتی در شهر بنغازی به اهتزاز در آمد. اعتراضات سریعاً به شهرهای » اجدادیه «، » دارنا «، » زیتال » و دیگر شهر های لیبی نیز سرایت کرد و در حالیکه هنوز فرصت کافی برای تداوم تظاهرات خیابانی در لیبی فراهم نشده بود، افراد القاعده و دیگر جهادگرایان، مبارزه مسلحانه برعلیه قذافی را شروع کردند و بجای مردم وارد مبارزه با رژیم دیکتاتور قذافی شدند.با تکیه برهمین نیروهای مسلح و بنیادگرا، شورائی بنام » شورای ملی انتقالی» برهبری مصطفی عبدالجلیل به حمایت آقای برنارد هانری لی فی فرانسوی تشکیل شد. مصطفی عبدالجلیل تا ۶ روز قبل از تشکیل شورای ساخته و پرداخته شده توسط فرانسه، «وزیر دادگستری» قذافی بود که در جنایات آقای قذافی نقش بسزائی داشته است از آنجمله دستور اعدام ۳۷ نفر مخالفین قذافی در یک دادگاه نمایشی می باشد.

این «شورا» از قدرت های بیگانه خواستار مداخله شد و در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۱۱ شورای امنیت برای حفظ جان مردم بنغازی قطعنامه ای صادر نمود.

قطعنامه ۱۹۷۳ چه گفته است؟ این قطعنامه دخالت نظامی اعضای سازمان ملل برای توقف کامل حملات خشونت بار قذافی علیه مردم را مجاز دانسته است و در آن تاکید شده است که: « تمام اقدامات لازم برای اجرای تحریم هوایٔی«و «تمام تدابیر لازم به منظورحفظ جان شهروندان و مناطق مسکونی آنان که در معرض حملات رژیم قرار دارند» باید مورد توجه قرار گرفته و رعایت شود. در عین حال دخالت نظامی زمینی و هر گونه اشغال نظامی کشور توسط نیروهای خارجی را مردود اعلام کرده است. قطعنامه ۱۹۷۳ با استناد به اعلامیه «مسئولیت حمایت» مجمع عمومی سازمان ملل، که طی قطعنامه ۱۶۷۴ شورای امنیت مورد تائید قرار گرفت.

از آنجائیکه کشورهای غربی از بروز جنبش همگانی در تونس و مصر و مبارزات مردم یمن و بحرین در بهت فرو رفته بودند و غافلگیر شدند، این بار در مسیر مبارزات مردم لیبی که سرشار از منابع نفتی است قرار گرفتند تا جنبش آنان را به همان سمتی سوق دهند که خود می خواهند. بطوریکه خبرنگار مجله نشین ((Nation در ۳۱ اوت ۲۰۱۱ از اسلام آباد گزارش داد که سیا ۱۵۰۰ تن را از مزار شریف واقع در شمال افعانستان، برای جنگ در لیبی استخدام کرده است و وقتی که خبرنگاران الجزیره از حضور این مزدوران آگاه شده بودند و گزارشی از حضور آنان در کنار شورشیان بنیادگرای لیبیائی تهیه کردند، شورشیان فیلم آنان را توقیف کردند و اجازه انتشار گزارش را ندادند.

خانم کلینتون! شما با علم به اینکه کثیری از جهادگرایان به رهبری عبدالکریم بالجاج عضو سابق القاعده در افغانستان در میان شورشیان حضور دارند، به آنان کمک کردید و در کنار آنان بر علیه قذافی جنگیدید تا ضمن جنگ با نیروهای قذافی بعد از قذافی دارو ندار لیبی متعلق به شما و شرکاء جهانخوارتان گردد.

خانم کلینتون! نیرنگ و دوروئی با مردم دنیا تا کی؟. قطعنامه ۱۹۷۳ برای حمایت از شهروندان لیبی صادر شده بود ولی دولتهای غربی با سوءاستفاده و نقض علنی آن بطور سیستماتیک دست به ۹۰۰۰ حمله نظامی زدند تا شهرهای مختلف لیبی را نابود سازند.بمباران مناطق نظامی و غیرنظامی، از جمله بیمارستانها، مدارس، خانه های مسکونی، اماکن عمومی، مناطق کسب و کار و موسسات صنعتی و غیر صنعتی حاصلش به قتل رساندن ۵۰ هزار نفر و زخمی شدند بیش از ۱۰۰ هزار نفر می باشد.این نماد واقعی کمک شما به مردم لیبی بوده است زیرا آن چیزی که برای شما حائز اهمیت است، حفظ وگسترش منافعتان می باشد و برای بدست آوردن آن با شیطان هم همکاری می کنید و فردا از همان شیطان برای ترساندن مردم و حضور دائمی خود در آن کشور استفاده خواهید کرد. این روش را در افغانستان بکار بردید. در ابتدا به بهانه کمک به مبارزین افغان در مبارزه علیه حضور شوروی در افغانستان با طالبان و القاعده همکاری کردید و به آنها اسلحه و مشاور از سازمان سیا رساندید و سپس برای استقرار دائمی در افغانستان، با همکاران سابق خود ( ملاعمرو بن لادن) به نبرد پرداختید که حاصلش نابودی و ویرانی افغانستان است.

خانم کلینتون! ممکن است بفرمائید شما غربی ها در کدام کشور دمکراسی برده اید که حالا از ما ایرانیان می خواهید تا از شما خواهش کنیم مثل مردم لیبی به کمک مان برای استقرار دمکراسی و آزادی بشتابید؟!.سرنوشت افغانستان که مشخص است و بعد از دهسال به هر در و دیواری می کوبید تا طالبان با شما و مترسکتان «حامد کرزای» آشتی کنند. چلبی و علاّوی تان هم کارش در عراق نگرفت و مجبور شدید مملکت را بدوستان خامنه ای بسپارید. حال با این همه تجربه از گذشته چگونه می توان باور کرد که سرسپرده ای چون آقای مصطفی عبدالجلیل در لیبی دمکراسی بیآورد؟. و تازه در کجای جهان دمکراسی از طریق حملات نظامی و توپ و تانک بدست آمده است که در افغانستان، عراق، لیبی و در آینده در ایران بدست آید؟.مگر دموکراسی کالاست که از بازار مکاره خود واروپا به دیگر کشورها صادر کنید و البته با فروش این کالا، آنهم از نوع بُنجُلش، ثروتهای طبیعی این کشورها را بغارت ببرید؟ مگر در لیبی چنین نکردید که هنوز قذافی و همکارانش بدست هواپیماهای شما بمباران و بدست افرادی زبون و ذلیل و به اشاره شما، با آن روش غیر انسانی سلاخی نشده، هواپیما پشت هواپیما، سیل صاحبان صنایع و شرکتهای دولتی و غیردولتی خود را به لیبی فرستادید تا هرچه زودتر در رقابت با یکدیگر سهم شیر را از منابع و ثروتهای طبیعی در لیبی از آنِ خود وسهم فقر و گرسنگی و عقب افتادگی را اینبار در لوای «دمکراسی وارداتی» خود از آنِ مردم لیبی نمائید والبته عده ای از خودفروشان و چاکران لیبیایی را هم سر به آخور خورد وبردها و حق دلالی خیانت خود ببندید؟!!.  

واقعا وزیر امور خارجه آمریکا آنقدر ناآگاه است که نمی داند آزادی جزء حقوق ابتدائی و ذاتی تک تک افراد یک جامعه می باشد، که افراد جامعه باید به این حق باور داشته باشند و از حقوق خود دفاع نمایند. دمکراسی یک فرهنگ و یک فرایند ملی است که رفته رفته با ایجاد یک محیط آزاد و از طریق وجدان جمعی و آگاه افراد جامعه ساخته میشود. آنهم در کشوری که مردمش احساس توانائی کنند و تصمیم گرفته باشند مسئول و رهبر سرنوشت خویش شوند و باور به استقلال و آزادی خود داشته باشند.

خانم کلینتون! مداخله خارجی به معنای نفی حاکمیت ملی می باشد و اوج ناتوانی ملتی را در بعهده گرفتن سرنوشت خویش می رساند.باید ملتی به منتها درجه فلاکت و بی مسئولیتی برسد تا اختیار خود را به دست قدرتهای بیگانه ای چون شما آمریکائیان و شرکاء اروپایی و آسیایی تان بسپارد تا هم استقلال و هم آزادی او را سلب نماید. ملتی که برای استقلال و آزادی خویش و تحقق حقوق اساسی و حاکمیت خود مبارزه می کند، هیچگاه اختیار خود را به دیگری نمی سپارد. ملتی که اختیار سرنوشت خویش را به دیگری بسپارد یقیناً مردنی است.

حانم کلینتون! ممکن است برخی از ایرانیان مستاصل بی وطن و یا آنانی که عِرقِ میهنی ندارند از شما درخواست کمک نمایند این دسته از ایرانیان که سر به آستان نوکری شما می سپارند و از شما و دوستان اروپائی تان دعوت به مداخله وحتی بمباران وطنشان و مردم سرزمینشان را طلب میکنند، این مزدوران نماینده ملت ایران نیستند. ایرانیان در طول تاریخ بویژه در صد سال اخیر بخوبی نشان داده اند که هیچگاه برای مبارزه با دیکتاتوری و استبداد، از اجانب تقاضای کمک نکرده اند و حاضر نبوده اند استقلال و اختیار خود را به اجانب بسپارند. مطمئن باشید مردم ایران امروز هم در مصاف با رژیم خونخوار و ضد بشری جمهوری اسلامی، احتیاج و نیازی به مداخله شما و بمب های بشردوستانه تان ندارند و به هیچکس و دولتی اجازه نمی دهند تا برای آنان همچون لیبی و عراق و افغانستان تعیین تکلیف نماید.

براستی سرنوشت لیبی با این ساختار و سازوکار، بهتر از عراق و افغانستان نخواهد شد چون خشونت پیش آمده در لیبی، ادامه ۴۲ سال زمامداری جنایتکارانه قذافی است که امروز هم بر ملت لیبی توسط بمب های بشردوستانه تحمیل شده است و مطمئناً همچون عراق و افغانستان ادامه خواهد داشت.

سرنوشت شوم آینده لیبی را در سخنان اول آبان آقای عبدالجلیل در شهر بنغازی در مراسم اعلام «آزادی لیبی» و خاتمه جنگ باید جستجو کرد که گفت: «شریعت اسلامی، بنیان و اساس قانون اساسی در لیبی جدید خواهد بود و دولت ما، یک دولت اسلامی خواهد بودوی همچنین از لغو ممنوعیت چند همسری در لیبی خبر داد و افزود که ما چندهمسری را احیا می کنیم.[۱] چنین سخنانی پیامد روش خشونت آمیز و مسلحانه شورشیان و دفاع نظامی شما از آنان می باشد که زنان از مشارکت و عموم ملت لیبی از رقم زدن سرنوشت خود در لیبی کاملا حذف شوند و نیروهای خشن و بنیادگراها دست برتر را داشته باشند و آرام آرام به قدرت برسند. این است ارمغان شما به مردم لیبی!.

خانم کلینتون! چنین سرنوشتی را هیچ ایرانی باغیرت و صاحب غرور ملی نمی پذیرد. شما لطف فرموده، بگذارید مردم جهان از جمله مردم ایران خود اختیار سرنوشت خویش را بدست گیرند. همینکه در امور داخلی ما دخالت نکنید، خود بزرگترین خدمت و کمکی است که به ما مردم ایران می نمائید. ایرانیان فراموش نکرده اند که حکومت ملی مصدق را با کمک آخوندها سرنگون ساختید و آزادی واستقلال و راه رشد وحقوقمندی را برمردم ایران سد نمودید تا دمکراسی در ایران و خاورمیانه و جهان عرب پا نگیرد. بعد از انقلاب ۵۷ آمریکائیان به کمک آخوندها شتافتند توسط عوامل خود در ایران اشغال سفارت آمریکا را تدارک دیدند تا دولت بازرگان سقوط کند و در معاملات پنهانی (اکتبرسورپرایز و ایران گیت و …. ) با خمینی و دستیارانش سازش کردید و به آخوندها یاری رساندید تا برعلیه بنی صدر، اولین منتخب مردم ایران کودتا کنند تا بر ایران آن فلاکتی ببارد که ۳۰ سال است در حال باریدن می باشد.

خانم کلینتون! مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان! و سرنوشت لیبی هم پیش کش خودتان باد!.

 

 

 

http://radiozamaneh.com/news/world/۲۰۱۱/۱۰/۲۴/۷۸۳۴(۱

بیست و نهمین نشست از سلسله گفتگوهای اینترنتی
اتحاد جمهوريخواهان ايران

تحلیلی از سیاست‌های مالی‌ و پولی‌ جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر

ابولحسن بنی صدر دکتر حمید زنگنه
تاريخ: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰ برابر با 5 نوامبر 2011

سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰۰۱ نوامبر ۲۰۱۱

بیست و نهمین نشست از سلسله گفتگوهای اینترنتی
اتحاد جمهوريخواهان ايران

تحلیلی از سیاست‌های مالی‌ و پولی‌ جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر
ابولحسن بنی صدر دکتر حمید زنگنه
تاريخ: شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰ برابر با 5 نوامبر 2011
ساعت: 14:30 به وقت شرق امریکا – 20:30به وقت اروپای مرکزی – 23:00 به وقت ایران
مکان: Paltalk | Rooms: Chat Rooms>>Middle East >> Iran >> etehad Jomhourikhahan iran

هدف ما ایجاد محیطی براي تعامل و تبادل فکري همه گرايشات و نحله‌هاي ايراني، با رعايت فرهنگ گفتگو و پاسداشت احترام متقابل ، است!
ایمیل تماس : paltalkeji@yahoo.com
آدرس گروه پال تاک اتحاد جمهوری خواهان ایران در فیس بوک : PalTalk Eji
برگزار کننده : گروه پالتاک اتحاد جمهوری خواهان ايران

انتشار مجموعه‌ای تازه از آثار ۲۸ شاعر ایرانی به زبان آلمانی

دوچه وله

نمونه‌هائی از آثار ۲۸ شاعر ایرانی مقیم آلمان به تازگی در مجموعه‌ای به‌نام «اینجا ایران است» به زبان آلمانی منتشر شده است. این کتاب را پیش‌گفتاری جامع پیرامون تاریخ معاصر ایران و چالش میان هنر و سیاست همراهی می‌کند.

مجموعه «اینجا ایران است» به همت «گریت ووستمن«، دانش‌آموخته ۲۹ ساله شرق‌شناسی، سیاست و تاریخ و نویسنده آزاد، از سوی انتشارات «سوژه» آلمان روانه بازار کتاب شده است. انتشارات سوژه با مدیریت مجید محیط در شهر برمن آلمان فعالیت دارد. این ناشر پیش از این مجموعه‌هائی از شعرهای محمود فلکی، ساناز زارع‌ثانی، سالم خلفانی، سارا احسان و پگاه احمدی را منتشر کرده است.

شاعران حاضر و شاعران غایب

«اینجا ایران است» در ۲۵۰ صفحه قطع جیبی، نمونه هائی از آثار ۲۸ شاعر ایرانی مقیم آلمان، اتریش و سوییس را در بر می‌گیرد، اما جای آثار برخی از شاعران شناخته‌شده ایرانی مقیم آلمان، مثل جلال سرفراز، مسعود روزبهان، رضا مقصدی، عسگر آهنین و دیگران در آن خالی است.

شاعرانی که آثارشان در مجموعه «اینجا ایران است» آمده، به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: پگاه احمدی، فرهاد احمدخان، میرزا آقا عسگری، هوشنگ ابتهاج، سارا احسان، محمود فلکی، سالم خلفانی، مینا کیانی، عبدالرضا مجدری، حسین منصوری، عباس معروفی، مجید محیط، لیلا نوری نائینی، شیرین نوروزیان، نسرین رنجبر ایرانی، شهروز رشید، نگار روبانی، علی‌اکبر صفائیان، درنا صفائیان، سعید میرهادی، محمدعلی شکیبائی، میترا شاهمرادی، میکائیل نوما شائقی، جواد طالعی، ساناز زارع‌ثانی، کتی زرنگین، علی عبداللهی و علیرضا غضنفری.

برخی از شعرهای این مجموعه، سروده شاعرانی است که مدت زیادی نیست در آلمان زندگی می‌کنند و هنوز به زبان آلمانی تسلط ندارند. در نتیجه آثار آن‌ها به وسیله دیگران به آلمانی برگردانده شده است. بعضی شعرها به آلمانی سروده شده و برخی نیز به وسیله خود شاعران به آلمانی ترجمه شده است.

یک انتخاب دشوار

گریت ووستمن، در پیش‌گفتاری برای این مجموعه، به این نکته اشاره می‌کند که تاکنون تعداد زیادی از آثار ادبی ایران به زبان آلمانی ترجمه شده و در حوزه این زبان انتشار یافته، اما تعداد مجموعه‌های شعر مدرن ایران بیش از این‌ها است. ووستمن به آثاری که تاکنون به وسیله سیروس آتابای و کورت شارف ترجمه شده اشاره می‌کند و از مجموعه دیگری به نام «شعرهای ایرانیان آلمانی زبان» نام می‌برد که در سال ۱۹۸۹ به وسیله پارسا نژاد روانه بازار کتاب آلمان شده است.

گریت ووستمن، گردآورنده نمونه آثار ۲۸ شاعر ایرانی به زبان آلمانی گریت ووستمن، گردآورنده نمونه آثار ۲۸ شاعر ایرانی به زبان آلمانی نویسنده و شرق‌شناس آلمانی همچنین می‌نویسد: «انتخاب ساده نبود. تنها تعداد اندکی از شاعران ایرانی کتاب‌های خود را به زبان آلمانی منتشر کرده‌اند. آثار دیگران تاکنون تنها به زبان فارسی انتشار یافته‌است. […] برای من بسیار مهم بود که تصویری متنوع از شعر فارسی  به دست بدهم

از مشروطیت تا احمدی‌نژاد

کریت ووستمن در مقدمه کتاب خود ضمن اشاره به ارتباط حضور هنرمندان ایرانی در آلمان با تاریخ دهه‌های اخیر، توضیح می‌دهد که آلمان، فرانسه و ایالات متحده آمریکا بخش عمده هنرمندان تبعیدی ایران را به خود جذب کرده‌اند. ووستمن سپس فرازهای مهمی از تاریخ معاصر ایران از انقلاب مشروطیت تا امروز را به دقت بررسی می‌کند تا به تشدید  اختناق در دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد می‌رسد. بخش مهمی از این مقدمه، مکانیسم‌های سانسور را در جمهوری اسلامی بررسی و روند چرخش شعر ایران از کلاسیک به مدرن را تحلیل می‌کند.

برای آلمانی‌ها و نسل دوم ایرانی‌هایی که به زبان آلمانی بیش از فارسی تسلط دارند، مقدمه جامع و مانع گریت ووستمن، به رغم چند اشتباه کوچک، می‌تواند دستمایه مختصر و مفید و در عین‌حال بسیار آموزنده‌ای برای آشنائی با تاریخ صدساله ایران معاصر باشد.

برخی از شاعرانی که آثارشان در «اینجا ایران است» ارائه شده، ساکن سوییس یا اتریش هستند. به این ترتیب می‌توان  گفت که این مجموعه نمونه‌هائی از آثار شاعران ایرانی حاضر در حوزه زبان آلمانی را در بر می‌گیرد.